سجّیل
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸۸/٧/٢٠

بسم الله الرحمن الرحیم ...

دیروز بیش از پیش به فکر فرو رفتم.

دیشب انتخاب کردم.

امروز سحر تأسیس نمودم.

این یک وبلاگ است؛ یک زبان برای گفتن..

یک قلم برای نوشتن...

می توانم آبرویی را بریزم! آبرویی را بخرم! بر سر مطاعی، آخرتی را بفروشم...

تا پیش از این هم می توانستم؛

با وسعتی کمتر.

می توانستم بی خیال باشم. به کار خودم برسم.

در طول محور زمان از آن ابتدا که انسان مختار شد و عاقبتش را دردست گرفت، فهمید که می تواند کنج آسایش بگزیند. بگوید ما را با درد سر کاری نیست، بگوید «من» بی طرفم.

و نبیند و نخواهد ببیند که حسن علیه السلام سپاهی به راه انداخته تا آنکس را که پدرش نتوانست! سرنگون نماید، اما سربازان و فرماندهانش عاقبتشان را بدست خود گرفته بودند! و سرانجام پس از لشکر کشی، صلح نمود. و صدایش کردند: خوار کننده مسلمین!

شرایط پدرش هم گونه ای دیگر از همین سنخ بود. حاکم در نهایت لیاقت حکومت، مردمان اما، عاقبتشان بدست خودشان بود، و آن شد که پس از 3 سال حکومت، رکود و نا امنی گریبان گیر حکومت شد، تا آنجا که بگوید اختیار حکومت جز شهر کوفه در دستان من نیست! و خطبه 25 را به عتاب بیان کند. و خطبه 96 را خطابه نماید و...

و تاریخ ابایی از تکرار ندارد. 

آن چنان که فرزند علی علیه السلام را در صحرایی محصور کرده؛ معاندان برای شرکت در ثواب کشتن او لحظه شماری کنند؛ بی طرفان بی طرفی کنند؛ و اندک یاران در غربت سالار خود هزار بار طلب شهادت...

و باز اگر تحلیل شرایط نباشد، تاریخ ابایی از تکرار ندارد.

...................................................................................................................

این یک وبلاگ است. صاحبش مهندس برق-الکترونیک است و جز چند جرعه، اسلام را نچشیده. پس آنچه از اسلام و حق و باطل بگوید ملاک هیچ تصمیمی نیست. جز آنکه خواننده را بر آن دارد که تحقیق بیشتر نماید. در حق. و در باطل.

خداوندا یاری نما آنکه لیاقت دارد.

خداوندا به ما لیاقت عطا فرما.

آمین

کدهای اضافی کاربر :