سجّیل
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸٩/٧/۱٥

    مطلب زیر، متن سخنان اینجانب در دیدار اخیر نخبگان با آقای خامنه ای است. رویکرد سخن، انتقادی و در دو محور علمی-اقتصادی و سیاسی است. که البته به جهت تعدد افراد خواستار سخنرانی، نوبت قرائت علنی آن به بنده نرسید و بصورت مکتوب تحویل ایشان گردید:

  « بسم الله الرحمن الرحیم

    آقای خامنه ای سلام؛

    اینجانب سید وحید هاشمی پس از همفکری با تنی چند از نخبگان علمی و سیاسی، برای ایراد پاره ای مواضع و نظرات این جمع به حضورتان آمده ام.

    بخشی از افراد مذکور شامل تیمی از نخبگان و دانشجویان فعال در پژوهش های توسعه ای می باشند که صاحب چند عنوان برتر در رقابت های علمی و ثبت چند مورد اختراع بوده و رویکردشان در پژوهش، تولید محصول تجاری و اشتغال زایی، با نگاه به «صرفه جویی ارزی» و «تولید ثروت ملی» است. که البته این رویکرد و نگاه در کشور، با بوروکراسی های طاقت فرسا و نفس گیر پژوهشی در ارگانهای مرتبط و حمایت های اندک بنیاد ملی نخبگان همراه است و صد البته معضلی فراگیر بوده و ما در انتظار آنیم که نهایتاً چه زمانی مرتفع خواهد شد؛ اما علی رغم موانع موجود، تیم مذکور سرسخت تر از آن بوده و هست که از رسالت و وظیفه خود شانه خالی کند. این گروه در سال جاری نیز بر همت خود افزوده و در فضای پژوهشی اندک خود - به عرض  یک و نیم متر و طول پنج متر- در تولید محصولی نوین و مورد نیاز جدی معلولین جسمی- حرکتی تلاش می کند.

   اما غرض از نگارش این متن در دو محور علمی- اقتصادی و حرکت سیاسی بیان می گردد:


 

١.   نخبگان در مسیر گسترش «صنایع خرد» و تولید «علم» و «ثروت ملی»:

 

    مستحضرید که در مسیر توسعه و پیشرفت علمی، اقتصادی و سیاسی کشور نقش و جایگاه مهمی به نخبگان جامعه در معنای عام خود اختصاص دارد که شامل نخبگان علمی، سیاسی، کارمندی و غیره می باشند؛ اما در راستای تولید «علم» و «ثروت ملی» در میان شئون مختلف نخبگی، «نخبگان علمی» در جایگاه ویژه ای قرار گرفته اند و نظر به استعدادهایی که به فعلیت رسانده و یا بالقوه دارند؛ در صورت عمل به وظیفه و رسالت خود و نیز در صورت حمایت ارگانهای مرتبط و مسئول از آنان، تحولات چشمگیر و فزاینده ای در عرصه «علم» و «ثروت ملی» رقم می خورد که منجر به صعود بسیار سریعتر پله های پیشرفت کشور می گردد.

    شما خود هدایتگر و شاهدید که در عرصه بکارگیری سلول های بنیادین، با حمایت موردی و خاصی که نسبت به پژوهشگران سخت کوش مؤسسه رویان صورت گرفته؛ چگونه ایران در این زمینه پیشرفت جهشی در میان سایر کشورهای جهانی را به ثبت رسانده است. پیشرفت های کشور در نانوتکنولوژی، تکنولوژی هسته ای، رادیو داروها و پژوهشهای زلزله نیز تنها مثال های مشهود دیگری از این حمایت های موردی و خاص می باشد که به خوبی به آن واقفید. 

    اما در میان پژوهشگران و نخبگان علمی، آندسته از نخبگان که توانسته اند استعداد خود را در برخی زمینه های خاص به فعلیت رسانده؛ و در این دایره تنگِ نخبگانِ منطبق بر آیین نامه های سختگیرانه بنیاد ملی نخبگان جای بگیرند؛ شاید، در جایگاه بالاتری در وظیفه و رسالت مذکور برای تولید «علم» و «ثروت ملی» قرار داشته باشند؛ که به دلیل همین جایگاه ویژه نیز ضرورت حمایت جدی تر و درخور آنها به نظر می رسد.

    در همین خصوص، مبتکران و مخترعانی که در این جایگاه قرار گرفته اند؛ قابلیت آن را دارند که زیر چتر حمایتی خاص بنیاد ملی نخبگان، هر یک با تجاری سازی اختراع و تولید محصول، در توسعه «صنایع خرد» نقش جدی ایفا نمایند. که این امر در عمده موارد منجر به «اشتغال زاییِ دانش بنیان» توسط مبتکران گشته و در برخی موارد علاوه بر اشتغال زایی دانش بنیان، منجر به «تولید ثروت ملی» نیز می گردد.

    با این وصف، در رویکرد حمایتی بنیاد ملی نخبگان از مخترعان و مبتکرانی که اختراعشان به تأیید علمی این بنیاد رسیده، و نیازمند حمایت برای تجاری سازی و تولید محصول مد نظر هستند؛ شاهد آیین نامه ها و سیاستگذاری های ناصحیح هستیم که منجر به عدم تکمیل پروسه پژوهشی مخترعان و عدم نیل به اهداف حمایتی این بنیاد می گردد. بنیاد مذکور هم اکنون در حمایت از مبتکر، صرف نظر از نوع اختراع و سرمایه مورد نیاز مبتکر برای تجاری سازی آن، تنها به ارائه 40 میلیون ریال اعتبار پژوهشی بسنده می کند؛ که آن هم در دو قسط و در بوروکراسی بسیار زمان بر تحویل می گردد؛ درحالی که برای رساندن به هدف، بسیار راهگشاتر می بود اگر به عنوان مثال، بسته به نوع اختراع و سرمایه مورد نیاز آن، بنیاد به ارائه وام های 50، 100، 200 و 500 میلیون ریالی می پرداخت؛ بطوریکه 40 میلیون ریال آن به عنوان اعتبار پژوهشی قلمداد می گشت. 

    اما متأسفانه علی رغم انتقادات ارائه شده در این خصوص، به نظر نمی رسد که مسئولین امر قصد تغییر آیین نامه های بنیاد را داشته باشند و یا محدودیت های مالی خاصی مانع از اصلاح آیین نامه های مذکور می گردد. که بدین وسیله به اطلاع شما می رساند.

 

 ٢.   آزاد اندیشی و بینش سیاسی نخبگان:

 

 

آقای خامنه ای،

    از  شما به گردن ما حقوقیست و از ما به گردن شما حقوقی.

    ما به تحقیق شما را به عنوان فقیه عالم، عادل، مدبّر، آگاه به زمان و شرایط روز شناخته ایم و به تأیید متخصصانِ خِبره در حوادث واقعه در عصر غیبت به شما رجوع می کنیم. از جمله حقوقی که ما به گردن شما داریم، راهبری و هدایت صحیح و ترسیم خطوط آرمانی منطبق با اسلام پس از سنجش تزاحم «اَهمّ» و «مهم» می باشد.

    اما از جمله حقوقی که شما به گردن ما دارید آن است که به فرمان شما عمل نموده و با هوشیاری و بینش صحیح سیاسی خط شما را که همان خط امام خمینی است؛ ادامه دهیم. و در این مسیر، فریب خوردة دروغگویان و تزویرگران، یا مجذوب زر اندوزان و یا مرعوب تهدید و تحریم اقتصادی و سیاسی قدرت طلبان نگردیم. چرا که می دانیم اگر امت به فرمان حاکم عمل نکند، حتی در حکومت امامان معصومی همچون امیرالمؤمنین و امام حسن علیهما السلام، احکام اسلام به درستی اجرا نمی شود و حقی که ظالم از مظلوم ستانده بازگردانده نمی شود. اگرچه باید گفت که تحریمهای قدرت های مستکبر نه تنها عامل عقب نشینی ملت ما نگشته، بلکه با تلاش نخبگان نیز می تواند به فرصت تبدیل گردد و از آن در جهت توسعه و پیشرفت کشور استفاده نمود.

    لازم به ذکر است که در مسیر پیشبرد «گفتمان انقلاب اسلامی»، علاوه بر موارد فوق، «آزاد اندیشی» و عدم وابستگی فکری به بلندگوهای غرب نیز ازجمله وظایف مهم می نماید و آنچه در این میان ضروری است؛ یافتن اخبار و اطلاعات واقعی از طرق مختلف و تشخیص اطلاعات جعلی و دروغ و سپس تحلیل وقایع است.

    در این میان نقش عمیق نخبگان سیاسی در جهت دهی افکار جامعه با محوریت گفتمان انقلاب اسلامی بوضوح قابل مشاهده است؛ اگر چه متأسفانه برخی نخبگان نیز، خود دچار استحاله و وادادگی به فرهنگ غرب شده و اسلام اومانیستی و آمریکایی را جایگزین اسلام ناب محمدی نموده اند؛ که به نوبة خود تأثیر مخرب تری نسبت به سایرین در جامعه خواهند داشت. همچنین برخی نخبگان سیاسی بی بصیرت نیز وجود دارند که همه چیز خود را از انقلاب اسلامی دارند و بر خوان انقلاب نمک خورده اند اما نمکدان را هم شکسته اند؛ که این امر وظیفه سنگین تری بر دوش سایر نخبگان سیاسی در ترویج گفتمان انقلاب اسلامی و هدایت افکار عمومی می گذارد.

 

    اما نباید فراموش نمود؛

که همگام با نخبگان بی بصیرت، انحراف مسئولان و مجریان حکومت در جهتگیری نسبت به آرمانهای انقلاب نیز مشکل را افزون نموده و کار دغدغه مندان را دشوارتر می کند. و از آن جمله می توان به «رسانه ملی» با سیاستگذاری های فرهنگی بعضاً کاملاً غلط و برخی «مصلحت اندیشی های اضافی و غلط» در نحوة ارائة وقایع و اخبار داخلی و خارجی اشاره نمود؛ که منجر به تخریب فضای آزاد اندیشی می گردد.

    از همین دست می توان به برخی عملکردهای غلط دولت نیز اشاره نمود. اما این حقیقت را هم اضافه می کنیم که اگر چه از دست چپ و راست «رئیس جمهور» و نیز برخی رفتار و گفتار «شخص رئیس جمهور» بطور جدّ ناراحت و منتقدیم؛ اما به فرمان شما، مسائل اصلی و فرعی کشور را تفکیک نموده و مراقبیم که انتقاد و ناراحتی از مسائل فرعی، مانع پرداختن دولت به مسائل اصلی نشده؛ و البته در این مسائل دولت را یاری رسانیم. چرا که علی رغم برخی کاستی ها و قصور و تقصیرها در مجریان، گفتمان غالب دولت که همان گفتمان «عدالت»، «تلاش برای خدمت رسانی به مردم» و «حمایت از مظلوم» است را منطبق بر گفتمان انقلاب اسلامی می دانیم و بر این اساس کمر همت به یاری دولت بسته ایم. و اگر ما برای اسلام و مملکت خود دل نسوزانیم، اغیار و نامحرمان انقلاب هرگز دل نسوزانده اند.

 

    آقای خامنه ای،

از دیگر حقوقی که شما به گردن ما دارید انتقاد ما از شما در موقعیت مناسب و به روش صحیح و ضمن حفظ رابطه امام و مأموم است؛ بگونه ای که دشمن از آن بهره سوء نبرد.

اما این نوع انتقاد ماهیتاً متفاوت است با نامه های به اصطلاح «سرگشاده» افرادی که هم صدا با بلندگوهای غرب نه فقط به انتقاد و ذکر برخی اشکالات و برخوردهای خلاف قانون مجریان می پردازند؛ که هر نوع دروغ، تهمت و ناسزا را نصیب شما و حاکمیت می نمایند. در این شرایط، و با مشاهده این نامه ها و جفاهایی که نسبت به شما رخ می دهد، اگرچه نیاز پاسخگویی محکم از سوی ما نسبت به یاوه گویی های این افراد به نظر می رسد؛ اما به اندرز و تذکر شما نیز سعی بر آن داریم تا این حرکات دشمنانه، ما را از ادامه راه علم و تحقیق و پیشرفت کشور باز ندارد.

    اما از خاطرمان هم نمی رود کسانی که یکی از بزرگترین جرم ها را به حکومت نسبت داده اند و بدون استناد به مدرکی برای اثبات تقلبی تأثیرگذار، «بزرگترین دروغ» را در مورد انتخابات ریاست جمهوری «تولید» و «منتشر» نموده و کام مردم از مشارکت قریب به 85 درصدی را تلخ نمودند و درخواست «عالی ترین مقام قانون اساسی» را زیر پا گذاشته و هواداران نامزدهای شکست خورده را به خیابان ها ریختند و به این بسنده نکرده و هر نوع تهمت به نظام روا داشته و هر چه که از «دروغ های کبیر» پیرامون برخورد خلاف شرع در زندان بدستشان رسید، منتشر کرده اند و در تخیّل خود و با نرم افزارهای چهره پردازی، «ترانه موسوی» ها آفریدند و جنازه سوخته اش را در بیابانهای قزوین انداختند تا معلوم نشود چه کسی او را یافته و شناسایی نموده و پدرش را به سرعت دق مرگ نمودند تا کسی نپرسد پدرش کجاست و پاسخ هم ندادند که قبر پدرش کجاست و... و... و... اینان اکنون می پرسند چه مدرکی دارید که غرب به ما پول داده تا در «فصل انتخابات»، «انقلاب مخملین» اجرا نماییم؟! 

    ما پاسخ می دهیم که غرب به آنها تنها پول نداده؛ که همه نوع امکانات مالی و رسانه ای دراختیارشان قرار داده و در این میان لازم نیست به اظهارات پاول رابرتس وزیر اسبق خزانه داری ایالات متحده در مورد حمایت های مالی بنیادهای دمکراسی گستر از جمله N.E.D. توجه نماییم؛ لازم نیست گزارش متخصصان مؤسسه بروکینگز را در زمینه راهکار برخورد آمریکا با ایران بخوانیم؛ نیازی نیست بپرسیم که چرا مک کین سناتور مشهور جمهوری خواه همزمان با سالگرد انتخابات ریاست جمهوری ایران، آن هم در بنیاد N.E.D. به صراحت از به اصطلاح «جنبش سبز» حمایت می کند؟ و بپرسیم چرا «مک کین»؟ و چرا در بنیاد N.E.D.؟ نیازی نیست به سند تأملات راهبردی سران حزبِ... نگاهی بیندازیم؛ بلکه کافیست ببینیم گروهی که فریاد قانون گرایی و پیروی از خط امام را سر می دادند، چگونه با همین فریاد و همگام با سکولارها و دشمنان انقلاب، اصول مصرّح قانون اساسی را در زیر پای فشردند و دستورات صریح امام را منکوب نمودند و... و... و...  سپس بپرسیم این رفتار منافقانه از سوی چه کسانی و با چه اهدافی می تواند انجام گیرد؟

 

    اما آقای خامنه ای، در میانة این رفتار دشمنان و خائنانی که بزرگترین دروغ ها و جرم ها را در مواجهه با ملت و نظام مرتکب شده اند؛ از سوی برخی نیروها و مجریان حکومت برخوردهایی صورت گرفته که بعضاً خشن وغیر قانونی می نماید و موجب بهره برداری سوء و «مظلوم نمایی» مجرمان می شود. اینان برخی آرمانهای انقلاب را (که در این سالیان، دغدغه مندان به پیشتازی شما پیگیر دستیابی نظام و ملت به این آرمانها بوده اند) بر نیزه زده اند و برای آزادی هم قطاران و شریکان جرم خود فریاد «اللهم فکَّ کل اسیر» سر می دهند. شگفت آنکه برخی هم کیشان آنها از درون زندان، آزادانه، نامه سرگشاده علیه شما منتشر می کنند و پس از زندان نیز مجدد نامه سرگشاده صادر نموده و هر چه می خواهند به نظام نسبت می دهند و کسی در این میان نمی پرسد:"این همان زندانی نیست که چندی پیش همقطاران شما در آن اعترافاتی بیان کردند و در مقابل، شما و صاحبانتان تمام آنچه گفتند را اعترافات زیر شکنجة خورد کننده خوانده و فاقد هرگونه اعتبار نامیدید؟"

    در هر حال، نظر به آنچه گذشته و مظلوم نمایی هایی که صورت گرفته؛ یکی از سؤالات ما پیرامون عملکرد نیروهای انتظامی، امنیتی و قضایی این است که آیا می توان پروسه ای برای «شفاف سازی بیشتر» روند بازجویی ها و پرونده های قضایی مجرمان از بَدو بازداشت افراد تا انتهای مدت حضور در زندان ها شکل داد؛ که اولاً زمینه تکرار برخی وقایع خشن بصورت «پیدا» و «پنهان» در زندانها از میان برود؛ (که تجربه آنرا در بازداشتگاه کهریزک و حادثه ای به بزرگی کوی دانشگاه بطور عیان مشاهده نمودیم) و دوماً امکان سوء استفاده دشمن از میان رفته و این شائبه که شاید با «مجرمان» و «دروغگویان» برخورد و خشونت «فراتر از مرز قانون» رخ می دهد، امکان تشکیل نیابد؟ ارتباط بیشتر و ساده تر وکلای مدافع، ایجاد امکانات مانیتورینگ داخل سلولها برای مسئولان و وکلای مدافع و اقداماتی از این دست می تواند در مورد مذکور راهگشا باشد.

 

    آقای خامنه ای، این کلام به پایان رسید؛ اگر چه سخن ها و دردها فراوان است. می دانید چرا اصرار داشتیم شما را آقای خامنه ای خطاب کنیم و از عباراتی همچون مولا، رهبر، مقتدا و ولی درحضور شما استفاده نکنیم؟ چشم هایی در داخل و خارج وجود دارد که نمی تواند ببیند مردم به سادگی در مقابل عالی ترین مقام قانون اساسی سخن بگویند و انتقاد کنند. صاحبان این چشم ها، الفاظ و ابراز احساسات و محبت های مردم در حضور شما را به تملق و چاپلوسی چاپلوسان نزد حاکم تفسیر و تبلیغ می کنند. الفاظی که در این متن بیان شد، برای کور شدن آن چشم ها بود.

والسلام علیکم ورحمه ا...

١۴/٧/١٣٨٩

کدهای اضافی کاربر :