سجّیل
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸۸/۱٢/۳

سیر تحولات فکری محسن مخملباف را می توان بر اساس فیلم هایی که در سه دهه اخیر کارگردانی نموده است به وضوح مشاهده نمود. به گونه ای که در اویل انقلاب اسلامی فیلم هایی همچون «توبه» و «بایکوت» را می توان حاصل کارگردانی فردی کاملاً مذهبی و انقلابی دانست؛ اما به مرور تحول چشمگیری در آثار این کارگردان ظاهر شده است. این تحول در سالهای اخیر با فیلم های «عشق و فلسفه» و «فریاد مورچگان» به اوج می رسد؛ آنچنانکه در فیلم «فریاد مورچگان» به کارگردانی وی، «لونا شاد»، (مجری سابق برنامه شباهنگ صدای آمریکا) در نقش اول زن، با بدن برهنه در این فیلم به شهرت می رسد.

مخملباف که چند سالی است مقیم کشور فرانسه شده، در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران به عنوان مسئول ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی در خارج از کشور مطرح شده[1] و نیز در شب پس از انتخابات از سوی رسانه های متعدد به عنوان سخنگوی این ستاد معرفی شده بود[1و5]. وی پیش از انتخابات شخصاً در چندین وعده مصاحبه و انتشار نامه و... در حمایت از میرحسین موسوی و دمکراسی در شبکه های مختلف ظاهر گردید و به صدای آشنای برخی شبکه های فارسی زبان خبری همچون صدای آمریکا (VOA) تبدیل شد؛که آخرین صحبت های او پیش از انتخابات نیز ساعاتی قبل از اخذ رأی در صدای آمریکا بوده است.


اما صرف نظر از فضاسازی های پیش از انتخابات، رویکرد مخملباف از ساعاتی پس از اتمام اخذ رأی در کشور، همانند بسیاری از فعالین ستاد موسوی شکل دیگری به خود گرفت. از جمله مواضع بسیار مهم وی در زمینه سیاسی و انتخاباتی، مصاحبه او با رادیو فرانسه در ساعت 1 بامداد 23 خرداد 1388 (ساعاتی پس از اتمام اخذ رأی) است[2]؛ که در آن رسماً به عنوان سخنگوی ستاد موسوی خبر از کودتا داده و  به ذکر ادعاها و اخباری مستقیماً از سوی ستاد موسوی می پردازد که این ستاد از او خواسته تا آنها را منتشر نماید؛ این اخبار مبنی بر آن است که روز گذشته از وزارت کشور به موسوی خبر داده شده که پیروز انتخابات است؛ و از اوخواسته شده تا بیانیه پیروزی اش را آماده کند و به رهبر نیز این مطلب اطلاع داده شده و رهبر هم پذیرفته است و... . اما ادعاهای متعدد و خبرهای جالبی که در مصاحبه 6 دقیقه ای مذکور از سوی این سخنگو بیان شده است؛ صرف نظر از اینکه معکوس و غیر واقعی بودن بعضی از آنها در مقایسه با برخی اطلاعات قطعی و شفاف، به زودی فاش گردید[2]، خود به تنهایی به عنوان سندی ارزیابی می شود که نشان از جریان سازی های آگاهانه در القای توهم تقلب گسترده در ذهن مردم از سوی برخی گروه ها و افراد درون ستاد تبلیغاتی موسوی به دست می دهد؛ که البته در این مسیر، همکاری چند تن از کارمندان وزارت کشور در جعل برخی نامه ها نیز مشهود است؛ و تاکنون بارها به این موضوع پرداخته شده است[2و3].

اما با پیروزی احمدی نژاد در انتخابات و شکل گیری اعتراضات توسط برخی حامیان موسوی، محسن مخملباف در ادامه فعالیت سیاسی خود، در 25 خرداد 1388 ملاقاتی با سارکوزی رئیس جمهور فرانسه انجام داده، و سپس در مصاحبه ای با شبکه داچ تی وی هلند ضمن بیان برخی مطالب جدید پیرامون انتخابات، در پاسخ به مجری برنامه در خصوص مذاکره مخملباف با سارکوزی و درخواست او از دولت هلند عنوان می کند:" ما ازآقای سارکوزی تقاضا داریم همینطور از دولت هلند که عجله نکنند در به رسمیت شناختن دولت احمدی نژاد. این دولت به زودی عوض می شود". وی همچنین اعلام می کند که" به زودی از پارلمان اروپا خواهیم خواست؛ از طرف مردم ایران و از طرف آقای موسوی، که دست نگه دارند و به رسمیت نشمارند دولت کودتای امروزی را" [4].

وی نهایتاً در پاسخ به مجری برنامه درباره اینکه آیا این انقلاب یک انقلاب مخملی است یا یک انقلاب خونین پاسخ می دهد: "مردم ایران به دنبال یک انقلاب سبزند اما ممکن است که حکومت ایران بخواهد این را به سمت یک انقلاب خشن بکشاند"[4].

مخملباف که از شب انتخابات علاوه بر مسئولیت ستاد موسوی در خارج از کشور، به عنوان سخنگوی این ستاد نیز شناخته شده بود در 26 خرداد 1388 به همراه مرجان ساتراپی در نشست اضطراری پارلمان اروپا برای بررسی انتخابات ایران، حاضر می شود و به ایراد ادعاهای متعدد در خصوص انتخابات می پردازد. وی در این جلسه مجدد اظهار می کند که جمعه شب کمیته انتخابات به آقای موسوی اطلاع داد که:" با اکثریت آراء برنده انتخابات هستید و بیانیه خود را بنویسید(!)" و اضافه می کند که "ساعتی بعد وقتی آقای موسوی در بیانیه خودشان مردم را برای جشن پیروزی انتخابات برای روز یکشنبه دعوت می کردند، فرماندهان نظامی وارد دفتر او شدند و اعلام کردند که این انقلاب سبز دمکراتیک پذیرفته نیست و اعلام کودتا کردند"[4]. لازم به ذکر است از آنجا که موسوی در کنفرانس خبری ساعت 23 از روز انتخابات رسماً بیانیه پیروزی خود را منتشر نموده است؛ بر اساس اخبار ادعا شده توسط مخملباف، ساعاتی پیش از شمارش آراء، از سوی وزارت کشور خبر پیروزی به موسوی داده شده! اما در خصوص ادعای مذکور از سوی این سخنگوی ستاد، صرف نظر از اینکه تشخیص پیروزی یک کاندیدا توسط مجری انتخابات نمی تواند پیش از شمارش آراء انجام گیرد؛ این ادعای وی خلاف پروسه انتخابات و نیز اعلام نظرهای شخص وزیرکشور و معاون انتخاباتی او، کامران دانشجو بوده است. با تمام این شرایط، علاوه بر شخص مخملباف، ستاد میر حسین موسوی نیز از ساعت ها پیش از اتمام اخذ رأی، پیروزی وی را اعلام کرده بود. آنچنانکه سایت قلم نیوز (سایت رسمی میرحسین موسوی در روزهای انتخابات) در ساعت 14 و 15 دقیقه از روز انتخابات، برتری قاطع میرحسین موسوی در 21 استان را بر اساس آرائی که تا آن لحظه در صندوق ها ریخته شده اعلام نموده بود[3]. و این اعلام برتری تا آنجا ادامه یافت که خبرنگار BBC به نقل از جهانبخش خانجانی معاون تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد موسوی، دوساعت قبل از اولین اعلام آراء توسط وزارت کشور(یعنی  ساعت 22 و 30 دقیقه و در حالی که دقایق اول شمارش آراء در برخی شعبه ها گذشته بود و در برخی شعبه ها نیز هنوز شروع نشده بود؛) پیروزی میرحسین موسوی را با پیش بینی کسب 70 تا 75 درصد آراء اعلام نمود[6].

اما در نشست مذکور، ادعاهای مخملباف ابعاد گسترده تری می یابد. وی ادامه می دهد:"ساعاتی بعد تلویزیون دولتی اعلام کرد احمدی نژاد برنده شد و اگر مردم بیش از 4 نفر در خیابان تجمع کنند سرکوب خواهند شد(!)" و در ادامه، وی به نمایندگی از مردم ایران، از حاضرین نشست و دولتهای جهان درخواست می کند:" رژیم کودتای احمدی نژاد را به رسمیت نشناسید ... کمی صبر کنید تا مردم ایران بتوانند رئیس جمهور واقعی خودشان را به شما معرفی کنند" که درخواست وی با تشویق طولانی حاضرین در نشست مواجه می شود. 

 مخملباف و مرجان ساتراپی در ادامه این نشست برای اثبات و تکمیل ادعاهای خود به سندی که از وزارت کشور بیرون آمده اشاره می کنند و برطبق آن، آراء واقعی نامزدهای انتخابات را می خوانند[4]. و این سند، چیزی نبود جز نامه محرمانه جعلی معروف، که به ظاهر از سوی وزیر کشور به رهبری ارسال شده است. و در این نامه که به شکل ناشیانه ای جعل شده و با نازلترین سطح طبقه بندی محرمانه، با اثر پیوستِ همراه نامه، بدون کد محرمانه و با امضای از طرف! در میان مردم پخش گردیده بود؛ سعی شده بود با ادبیاتی عامیانه ضمن اعلام به رهبری، آراء موسوی 19 میلیون و 753 هزار رأی، آراء کروبی 13 میلیون و 696هزار رأی و آراءاحمدی نژاد تنها 5 میلیون و 696 هزار رأی بیان شود. و البته از این نامه، نسخه های مختلفی با اندکی تفاوت در ارقام رأی نامزدها منتشر شده بود که در برخی نسخه های اولیه مجموع آراء نامزدها با کل آراء مأخوذه همخوانی نداشته است.

در هر حال این نامه به عنوان مدرک تقلب گسترده و ارائه آراء واقعی موسوی در نشست پارلمان اروپا بکار می رود. و بدین ترتیب محسن مخملباف درخواست انجام انتخابات مجدد با نظارت بین المللی را ارائه می دهد. وی یک روز پس از نشست مذکور طی مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی، همین مطالب را بیان می کند و خود را سخنگوی مسئول از سوی ستاد موسوی پس از حمله به ستاد تبلیغاتی قیطریه معرفی می کند. البته وی پیرامون آنچه که «حمله به ستاد قیطریه در روز انتخابات» خوانده؛ به 34 ساعت فعالیت غیر قانونی ستاد تا ساعت 18 روز انتخابات و فعالیت تبلیغاتی رادیو اینترنتی موج سوم در طبقه پنجم این ستاد(که منجر به درگیری با نیروهای انتظامی و تعطیلی دیرهنگام آن شد؛) هیچگونه اشاره ای نمی کند.

اما در خصوص عنوان «سخنگو» نیاز به ذکر است؛ مدتی پس از ادعاهای مخملباف، سایت قلم نیوز ادعای سخنگو بودن مخملباف را رد می کند و اعلام می کند که وی مسئولیتی از سوی ستاد موسوی نداشته است. مخملباف نیز در پاسخ به این خبر اعلام نمود سایت موسوی تحت فشار دولت کودتا این مطلب را نوشته است و واقعیت ندارد. البته باید اشاره نمود که سایت قلم نیوز پیش از انتخابات نیز در چندین مورد به وضوح اقدام به انتشار اخبار و نظرسنجی های جعلی و دستکاری نتایج نظرسنجی هایی همچون نظرسنجی ملی ایسپا نموده بود و بر اساس آن موسوی را بالاترین رأی معرفی نموده بود[3]؛ اما این سایت مدتی پس از انتخابات توسط گردانندگان آن به کلی از روی اینترنت برداشته شد و مشخص نگردید که خبر رد سخنگو بودن مخملباف در شب انتخابات جزو اخبار واقعی این سایت بوده و یا اخبار غیر واقعی آن. بدین صورت، مواضع و اقدامات مخملباف در عرصه جهانی به نمایندگی از موسوی و مردم ایران همچنان ادامه یافت و رسانه های مختلف خارجی نیز بر آن دامن زدند.

وی 2 تیر 1388 در شهر رم در یک کنفرانس مطبوعاتی پیرامون انتخابات ایران شرکت نموده و طی مصاحبه ای خطاب به ایرانیان مقیم ایتالیا ضمن توصیه به آنها مبنی بر اینکه صحنه را ترک نکنند و نترسند؛ به بیان راهکارهای قبلی خود درخصوص لابی کردن با اعضای پارلمان و وزرای دولت وخبرنگاران بدین منظور که احمدی نژاد را به عنوان رئیس جمهور کودتا بشناسند پرداخته و ادامه می دهد:"ما مردم، یک تاریخ 30 ساله افسردگی پیدا کرده بودیم... الان در ایران با اینکه سرکوب هست مردم با هم مهربان شده اند. دوباره یک کسی موتورش را آتش می زند تا با آتش موتورش جلوی گاز اشک آور را بگیرد(!) دوباره مردم برای هم فداکاری می کنند" [5].

باید اشاره کرد، در شرایطی که جوامع بین المللی و ایرانیان داخلی و خارجی از محسن مخملباف و این قبیل کارشناسان صدای آمریکا به عنوان منبع خبری و تحلیلی استفاده کنند، جای تعجب نیست که برخی حقایق را وارونه دیده و تصوری جز یک رژیم مستبد و در حال سقوط از جمهوری اسلامی ایران نداشته باشند.

اما مخملباف در ادامه مصاحبه مذکور ضمن بیان فعالیت های ایرانیان داخلی و خارجی عضو جنبش سبز و اشاره به فریاد الله اکبر در ایران می افزاید:" این الله اکبر شعار مذهبی نیست؛ این واژه مشترکی است که وقتی مردم بهشان خیلی فشار می آید فریاد می زنند." وی در انتهای این مصاحبه مجدداً از دنیا می خواهد که احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند[5].

مخملباف در تاریخ 17 تیرماه 1388 مجدداً به عنوان نماینده مردم ایران در نشست پارلمان اروپا شرکت می کند و پس از ذکر یک مثال هواپیما ربایی و مسافران گروگان گرفته شده در هواپیما اعلام می کند:" ما ملت ایران امروز توسط دولت احمدی نژاد و خامنه ای به گروگان گرفته شده ایم". وی در ادامه سخنان خود و اعلام کشتار و زندانی و شکنجه شدن بسیاری از مردم و رجال سیاسی و کارمندان محلی سفارتخانه ها اظهار می کند:"هرکس از مردم، با یک رادیو یا تلویزیون یا یک رسانه غیر دولتی مصاحبه کند دستگیرش می کنند(!)... مردم ایران یک بند سبز به مچ خود می بستند؛ یک شعارهم بیشتر نداشتند. رأی ما را اعلام کنید. نه رأی خامنه ای و احمدی نژاد را. به همین اتهام الان هزاران نفر زیر شکنجه اند"[5]. در ادامه این نشست وی گزیده ای از بیانیه های میرحسین موسوی را بدین صورت قرائت می کند:"اعلام نتیجه انتخابات ایران بهت آور است. مردمی که رأی داده اند، خود می دانند که به احمدی نژاد رأی نداده اند... آنچه اتفاق افتاده فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت است؛ که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور ایران است..." و در ادامه از جانب آقای موسوی بیان می کند:"خواسته ما از جامعه بین المللی 2 چیز است. یک، اکثریت جامعه ایران که اینجانب میرحسین موسوی نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی دولت ایران را نمی پذیرد و از مردم جهان می خواهیم که همراه مردم ایران دولت غیرمشروع احمدی نژاد را به رسمیت نشناسند. دومین خواسته ما جلوگیری از برخوردهای نظامی و امنیتی دولت غیر مشروع ایران است. ما از ملت ها و دولت های آزاد و سازمان های سیاسی و مدافعان حقوق بشر می خواهیم تا با حمایت از مردم ایران مانع از ادامه کشتار، دستگیری و شکنجه مردمی بشوند که به خاطر رأی دادن برای تعیین سرنوشت خودشان سرکوب می شوند." البته در این خصوص می بایست از جناب میرحسین موسوی درباره صحت آنچه که مخملباف به نمایندگی از وی بیان کرده، پرسش نمود. و اضافه نمود چرا مستقیماً طی بیانیه ای رسمی چنین درخواستی را از پارلمان اروپا و جامعه جهانی اعلام نکرده است.

اما در انتهای سخنرانیِ مخملباف در نشست مذکور، وی پس از تکرار مباحثی پیرامون پشیمانی مردم ایران از انقلاب اسلامی و ذکر آنکه دوره قبل احمدی نژاد با یک رأی اقلیتی! با حمایت رهبری، خودش را رئیس جمهور اعلام کرد، اظهار می کند:" این بار، در 3 هفته پیش همه جامعه ایران تصمیم گرفتند پای صندوقهای رأی بروند و به احمدی نژاد، نه بگویند. دوباره احمدی نژاد به کمک نظامی ها و با حمایت خامنه ای که دیکتاتور اصلی ایران است، کودتا کردند و دوباره رأی مردم را به نفع احمدی نژاد قرائت کردند." وی سپس درخواست قبلی خود و موسوی را از پارلمان اروپا چندین بار تکرار نموده و با تأکید، از این پارلمان درخواست دخالت و تحریم ایران را بیان می کند که در پایان، با تشویق حاضرین در این نشست همراه می شود[5].

مخملباف در 25 تیر 1388 در برنامه شباهنگ صدای آمریکا ضمن ایراد مباحثی در خصوص جنبش سبز و نمازجمعه 26 تیر به امامت هاشمی رفسنجانی بیان می کند:"در حال حاضر رهبری جنبش با آقای موسوی است... ولی ایشان با درایت کامل به مردم گفته اند که هر وقت فرصتش نیست، امکان ارتباط با مردم نیست، این مردمند که جنبش را رهبری می کنند". وی در ادامه مصاحبه اش در بیان چالش ها و راهکارهای جنبش سبز در رسیدن به هدف عنوان می کند:"مردم می توانند پول آب و برق و بسیاری از چیزهایی که به دولت پرداخت می کنند، ابتدا تمرین کنند دیرتر بدهند و بعد کم کم ندهند. بعدها به اعتصاب ها کشیده می شود... می توانند اتو بزنند به برق؛ می توانند سیستم برق را از کار بیندازند"[5].  لازم به ذکر است در خصوص توصیه مخملباف به خارج کردن شبکه توزیع برق کشور از حالت سنکرون و قطع برق کشور، با توجه به آنکه به طور معمول در حوالی مرداد، مصرف برق کشور بسیار بالا رفته و برخی شبها نیاز به قطع برق برخی شهرک های صنعتی ضروری می شود؛ و اگر چه برای از کار انداختن سیستم توزیع برق در ساعت 21 روز31 تیرماه 1388 توسط جنبش سبز تلاش گردید و در تبلیغات این جنبش، همکاری3 میلیون نفر در سراسرکشور برای هدف مذکور کافی دانسته شده بود؛ اما چنین اتفاقی برای شبکه برق رخ نداد.

مخملباف در ادامه مصاحبه مذکور با صدای آمریکا بیان می کند:"در این 30 سال مردم با پوست و خون خودشان حس کرده اند ظلم را، استبداد را حس کرده اند. هیچ جوانی نیست که یک شلاق روی پشتش نخورده باشد...".

بدین صورت، روند فعالیت های سیاسی مخملباف برای محکوم نمودن حکومت ایران به کودتا و درخواست آزادی و دمکراسی ادامه یافت و به مناسبت های مختلف در صدای آمریکا و دیگر رسانه ها حاضر گردید و اظهاراتی مشابه بیان نمود.

در این میان، در اکتبر 2009 و اواسط مهرماه 1388 جایزه فستیوال حقوق بشر نورمبرگ آلمان به محسن مخملباف (که به واسطه تلاش های فراوانش طی چند ماه اخیر بسیار شهرت یافته بود؛) اعطا شد. وی در مراسم دریافت جایزه خود اعلام نمود این جایزه را به مهدی کروبی به خاطر تلاش های او برای حقوق بشر اهدا می کند.

پس از این جایزه، کمتر از دو ماه بعد، در 25 نوامبر 2009 برابر با 4 آذر 1388 در محل موزه ویکتوریا و آلبرت لندن، جایزه هنری«آزادی برای خلاقیت» به مبلغ 50 هزار دلار از سوی انگلیس به محسن مخملباف اعطا گردید. طبق اعلام رسمی انگلیس، مخملباف به دلیل موضعگیری خود در برابر سرکوب اجتماعی و سابقه هنری و فیلم سازی خود که مُبلغ آزادی در جوامع باز، انسان گرایی عرفی و احترام به دیگران است نامزد دریافت آن شده بود. اگر چه در برخی تحلیل ها نیز گفته می شود که آخرین فیلم سیاسی مرتبط با این موضوع به کارگردانی مخملباف، «سفر قندهار» بوده؛ که سالها قبل و در زمان حمله ایالات متحده به افغانستان ساخته شده بود.

مخملباف در مراسم اعطای این جایزه اعلام می کند:" جایزه نقدی ای را که به من تعلق می گیرد، متقابلاً اهدا می کنم به NGOهای جنبش سبز تا صرف آسیب دیدگان حوادث پس از انتخابات ایران شود. همچنین افتخار این جایزه را تقدیم می کنم به پدر معنوی جنبش سبز ایران آیت ا... منتظری"[5].

مخملباف به فعالیت های سیاسی خود ادامه داد؛ تا در شام عاشورا برابر با 6 دیماه 1388 و پس از اغتشاش ها و ساختارشکنی های رخ داده در بخشی از خیابان انقلاب و ولیعصر تهران، ضمن گفتگوی تلفنی با صدای آمریکا در ادعایی جدید پیرامون محل اقامت رهبر جمهوری اسلامی مدعی شد:"می دانم که الان در پستویی خارج از شهر تهران قایم شده و همزمان VOA و BBC را می بیند و حتماً تنش از فریاد شعارهای مردم می لرزد".

 وی در ادامه همین گفتگو نامه ای سرشار از توهین و ناسزا خطاب به رهبر انقلاب قرائت می کند و در میان این نامه اعلام می کند:"ما تو را به زیر می کشیم، با اصل ولایت فقیهت. ولایت فقیه جامه آلوده ایست که اگر نعوذ بالله خدا به تن کند هستی کن فیکون می شود". او همچنین در انتهای نامه خود اضافه می کند:"از من خواسته شده که اعلام کنم فردا تهران و شهرهای دیگر اعتصاب عمومی است"[5]. البته وی کسانی که از او خواسته اند تا اعلام اعتصاب نماید را معرفی نمی کند. 

مخملباف در 9 دیماه 1388 در بیانیه مشترکی با محسن سازگارا پیرامون وقایع عاشورا، طبق روش همیشگی خود در تحریف وقایع، تعداد افرادی که در اغتشاشات روز عاشورا کشته شدند را بجای 8 نفر، 38 نفر اعلام نمود که البته طبق معمول این ادعا به عنوان مرجع خبری توسط برخی سایت های دیگر نیز استفاده گردید!

وی در12 دیماه 1388 پس از انتشار بیانیه هفدهم میرحسین موسوی و پخش شدن برخی نظرات پیرامون عقب نشینی تلویحی موسوی از بعضی مواضع قبلی اش، با انتشار اطلاعیه مشترکی با محسن سازگارا در تفسیر بیانیه مذکور اظهار نمود:"...او اعلام کرد رهبر واقعی جنبش سبز، مردمی هستند که بی هیچ بیانیه ای از سوی او درروز عاشورا بپا خواستند." وی در این اطلاعیه با ذکر آنکه این بیانیه آخرین اتمام حجتی بود برای کسانی که دل به اصلاح این نظام بسته اند افزود:" مهندس موسوی بر پس گرفتن رأی مردم مصر است و دولت احمدی نژاد را کماکان غیر مشروع میداند. پافشاری برتغییرقانون انتخابات و برگزاری انتخابات آزاد، قدم اول مناسبی برایحاکمیت صندوق رأی در مناسبات میان مردم وحکومت است." و در انتها اضافه نمود:" آن چه در این اطلاعیهمطرح شده به عنوان کف مطالبات مردم است."

اما صرف نظر از فعالیت های گذشته مخملباف در راستای تحریم و محکوم نمودن جمهوری اسلامی در عرصه داخلی و بین المللی، یکی از آخرین شاهکارهای وی که نشان از همت و فعالیت جدی و ایده پردازی های گسترده او و تیم همکارش دارد؛ انتشار مطلبی تحت عنوان «رازهای زندگی خامنه ای» بود که در محرم سال جاری به دو زبان فارسی و انگلیسی در سایت شخصی اش منتشر نموده؛ و به سرعت در چندین سایت ضد جمهوری اسلامی نیز منتشر گشته است. وی در این مطلب چندین صفحه ای تلاش نموده ادعاهایی درباره رهبر انقلاب و مجتبی خامنه ای(یکی از فرزندان ایشان) ارائه دهد که به گفته او این اطلاعات" از طریق کارمندان سابق بیت رهبری و وزارت اطلاعات که به خارج از کشور گریخته اند" و نزد او بازگو نموده اند؛ بدست آمده!

این اطلاعات که ظاهراً در طول سالیان متعدد بصورت سرّی در آرشیو آقای مخملباف جمع شده و ناگهان ایشان تنها با هدف اطلاع رسانی، تصمیم به افشای آنها گرفته است؛ شامل برنامه و عملکرد رهبر انقلاب از زمان بیدار شدن ایشان تا هنگام خواب و نیز جزئیات فعالیت اقتصادی و سیاسی و ملاقاتهای روزانه و ماهیانه و چگونگی زندگی ایشان می باشد. و در این بین سعی شده چهره ای کاملا سلطنتی و پادشاهی، کلکسیونر، سرمایه دار کلان، دو رو و... از رهبر انقلاب ترسیم نماید.

در متن مذکور چندین کلکسیون مختلف برای رهبر انقلاب در نظر گرفته شده است. نخستین مورد، کلکسیون پیپ است که در این خصوص، نویسنده مدعی شده: "در کلکسیون پیپ او تاکنون 200 پیپ جمع آوری شده است" وی در ادامه پیرامون قیمت این کلکسیون ذکر می کند:" ارزش پیپ های او حدود 2 میلیون دلار برآورد می شود" و درباره گرانترین پیپ از این کلکسیون بیان می کند:" گرانترین پیپ 250 هزار دلار قیمت دارد که مربوط به 300 سال پیش است. دسته این پیپ طلا کوب و جواهر نشان است".

نویسنده در ادامه این متن به کلکسیون انگشتری می پردازد و عنوان می کند:" حدود 300 انگشتری خاص جمع آوری شده که 3 تای آن ها از آستان قدس به او تحفه داده شده است." و درباره گرانترین انگشتر این کلکسیون ادامه می دهد:" گرانترین انگشتری 500 هزار دلار قیمت گذاری شده و قدیمی ترین عقیق دنیا را دارد." جالب آنکه از وجود این انگشتری به مبلغ نزدیک به 500 میلیون تومان تاکنون هیچ کس جز تیم آقای مخملباف اطلاع نداشته تا محل قدیمی ترین عقیق دنیا را منتشر نماید و در فهرست گران سنگ ترین های جهان قرار دهد!

مخملباف همچنین در این نوشته به کلکسیون 170 عصای آقای خامنه ای اشاره می کند که قیمتی معادل یک میلیون و دویست هزار دلار داشته و گرانترین آنها " 200 هزار دلار قیمت دارد که متعلق به 170 سال پیش است"!

وی سپس به کلکسیون عبا اشاره می کند که تعداد آن حدود 200 عدد است و قیمت مجموعه آنها" حدود 400 هزار دلار است که گرانترین آن ها 30 هزار دلار می ارزد."

باید اشاره نمود که در این نوشته تلاش شده اعداد و ارقام ذکر شده به گونه ای تولید و انتخاب شوند که حتی خوانندگان خارج از کشور نیز که با معیار دلار ارزش گذاری می کنند، به سلطنتی و شاهانه بودن کلکسیون ها و دارایی های رهبر انقلاب اعتراف نمایند. آنچنان که می توان قیمت متوسط هر پیپ از کلکسیون فرضی آقای خامنه ای را 10هزار دلار و قریب به ده میلیون تومان درنظر گرفت. که در تصوری از این پیپ ها می توان فرض نمود که چندین قیراط از جواهرات کمیاب جهانی از آنها آویزان است! و به همین صورت عبای 30 میلیون تومانی و انگشتری 500 میلیون تومانی و پیپ 250 میلیون تومانی.

آنچه گذشت گوشه ای از تعاریف مخملباف از رهبر انقلاب است. او همچنین تعداد 100 اسب به ارزش 40 میلیون دلار (قریب به 40 میلیارد تومان) برای ایشان معرفی نموده که "گرانترین آنها 7 میلیون دلار قیمت دارد ونام آن ذوالجنان است."  همچنین ذکر نموده که در سفرهای طولانی داخلی " اسب مخصوص خامنه ای و اسب مجتبی را با هواپیمای330  به محل می برند(!)."

مخملباف غذای مورد علاقه آقای خامنه ای را ماهی قزل آلای خال قرمز رودخانه لار معرفی می کند و نیز خاویار که از رشت توسط امام جمعه رشت ارسال می شود و همچنین گوشت قرقاول که از شیراز آقای حائری شیرازی ارسال می کند و نیز گوشت بلدرچین و شترمرغ! اما جالب تر آنکه عنوان می کند برای کنترل غذای رهبر انقلاب و اطمینان از سمی نبودن آن، "دستگاهی به مبلغ 500 هزار دلار از آمریکا خریده شده که با افزودن یک ماده، غذا آزمایش می شود." البته وی اشاره بیشتری به این دستگاه و کمپانی سازنده آن نکرده و جای این توضیح خالیست که با افزودن آن یک ماده به هر غذایی، چگونه انواع سموم غذا مکشوف می گردد.

مخملباف به این ادعاها بسنده نمی کند و اظهارات متعدد دیگری را بیان می کند. از آن جمله یکی از برنامه های رهبر انقلاب را دورهم نشینی با آقای راشد یزدی و آقای جنتی و بیان جوک های رکیک از طرف آقای راشد یزدی معرفی می کند و اینکه این برنامه ها اسباب خنده را مشابه برنامه های ناصرالدین شاه فراهم می کند.

همچنین در کمال وقاحت به علایق و عملکردهای متعدد دیگری می پردازد و ترسیم چهره شخصی ایشان و فرزندشان را کامل می کند.

مخملباف به مرور در طول متن مذکور، صراحت بیان در مواضع سیاسی خود را ارتقاء می دهد. و در این راه از اطلاعات دروغ بیشتری بهره می برد. وی اشاره می کند:"مجموعه ای که از خامنه ای محافظت می کنند 10000 نفرند." نویسنده پس از ذکر مباحثی پیرامون حلقه های محافظین رهبر و خانواده ایشان اظهار می کند:"حقوق محافظین حداقل ماهی هزار دلار و حداکثر ماهی 12 هزار دلار است." و این درحالی است که کسانی که با دفاتر بیت رهبری مرتبطند، اطلاع کافی دارند که در سال جاری برای اکثر افراد شاغل در بیت با لحاظ اضافه کاری، حقوقی بین 380 الی 600 هزار تومان تعلق می گیرد.

محسن مخملباف همچنین از کاخ های آقای خامنه ای سخن می گوید و به کاخ های لواسانات، جمشیدیه، نیاوران و کاخ فیش قولا در شمال ایران و کاخ های باغ ملک آباد مشهد، و کاخهای سد لتیان اشاره می کند و در این خصوص تصاویر ماهواره ای برخی فضاهای سبز و پر درخت در نیاوران، جماران، شمال ایران و باغ ملک آباد را که از نرم افزار گوگل استخراج نموده، نمایش داده است.

وی از بیزنس های شخص رهبر در واردات شکر و بی ام و و سرمایه گذاری در دبی، آلمان، عراق، آفریقای جنوبی، ونزوئلا، لبنان و چین سخن می گوید. و ثروت شخص ایشان را 30 میلیارد دلار  و ثروت خانواده ایشان را 6 میلیارد دلار عنوان می کند. که 22 میلیارد دلار از این 36 میلیارد دلار را به صورت پول نقد، یک و نیم میلیارد دلار به صورت الماس، یک میلیارد دلار به صورت طلا و ده میلیارد دلار دیگر را ذخیره شده در حساب های بانکی در روسیه، سوریه، چین، ونزوئلا، آفریقای جنوبی و... و بقیه اموال را به صورت ملک و سهام اعلام می کند.

ادعاهایی که مخملباف در این متن بر علیه رهبر انقلاب بیان می کند بسیار طولانی تر و بعضاً خبیثانه تر است که نیاز به ذکر همه آنها به نظر نمی رسد و هر کس که اندک شناختی داشته و یا تحقیقی در این باره نموده باشد بر عمق دروغهای منتشر شده از سوی مخملباف مطلع می گردد[7]. همچنین است ادعاهای متعدد و تهمت هایی که نسبت به فرزند ایشان آقای مجتبی خامنه ای روا داشته شده که بعضاً بسیار سنگینتر و خبیثانه تر از اتهامات شخص رهبری به شمار می رود.

در مجموع، با بررسی روند عملکرد محسن مخملباف خصوصاً از چند روز پیش از انتخابات تاکنون به نظر می رسد تولید و انتشار ادعاهای متعدد و اخبار خاص، تحریف وقایع، فعالیت گسترده در عرصه جهانی و ارتباط با ایرانیان داخلی و خارجی از طریق شبکه های فارسی زبان به آن صورتی که مخملباف در کارنامه خود ثبت نموده، نیاز به نبوغ ویژه ای دارد که از عهده هر کسی بر نمی آید. و آنکه وی را به عنوان سخنگوی ستاد در شب انتخابات مأمور انجام وظیفه نموده، ایده شایسته سالاری را به دقت مد نظر قرار داده بود؛ و در این راه از قدرت شناسایی و انتخاب بالایی برخوردار بوده است. که نهایتاً دولتهای انگلیس و آلمان و... نیز به خوبی از وی قدردانی نموده اند.

اما صرف نظر از شخص مخملباف به عنوان یک عضو فعال جنبش سبز، باید در نظر داشت که ظرف ماه های اخیر چندین گروه و دسته فکری در داخل و خارج کشور درون جنبش سبز، رسمیت یافته و فعالیت نموده اند؛ و این رسمیت یافتن، نه تنها پیش از انتخابات با شعارهای کلی همچون «هر ایرانی یک ستاد»، در کنار حمایت برخی اپوزیسیون های معاند جمهوری اسلامی ایران از این جنبش، رخ داد؛ بلکه پس از انتخابات نیز به صورت رسمی تأیید و تثبیت گردید؛ آن زمان که رهبر جنبش سبز در مصاحبه های متعدد در حمایت از ساختار چند فکری و گروهی این جنبش بیان نمود:"آنها برای آنکه به اینکار موفق شوند تفاوتها و تنوع هایشان را کنار نمی گذاشتند؛ بلکه به رسمیت می شناختند"؛ و نیز همسر وی بعد از همه حوادث و اغتشاشات پس از انتخابات در مصاحبه با سایت کلمه، مورخ 5 دیماه 1388 (روز تاسوعا) اعلام نمود:" فعالیت های اعتراضی مردم اغتشاش نبوده بلکه فعالیت آزادی خواهانه جنبش سبز بوده" و در همین مصاحبه اضافه نمود:"من و موسوی با جنبش سبز نفس می کشیم". که این مواضع نتیجه ای جز حوادث روز عاشورای تهران را نمی توانست در پی داشته باشد.

با این اوصاف، شاید در روزهای پیش از انتخابات بسیاری تصور نمی کردند، برخی اشخاص و جریان سازان جنبش، اینچنین بتوانند گروه های معاند نظام و اپوزیسیون داخلی و خارجی را که بعضاً اختلافات جدی نیز با یکدیگر دارند، حول یک هدف مشترک، گرد هم آورند؛ آنگونه که تنها نمونه ای از آن را می توان در انتخاب سخنگوی ستاد، در شام انتخابات مشاهده نمود.

 

سید وحید هاشمی

 

مراجع:

[1]:   http://www.peiknet.com/1388/10khordad/23/PAGE/kudata.htm

[2]:     http://sejjil72.persianblog.ir/post/4

[3]:     http://sejjil72.persianblog.ir/post/8

[4]: مستند مخملباف و رخدادهای پس از انتخابات بخش اول:

 http://www.4shared.com/file/226562370/e3653ed7/Makhmalbaf_and_Election-s_Even.html

[5]: مستند مخملباف و رخدادهای پس از انتخابات بخش دوم:

http://www.4shared.com/file/227295693/46d1146c/Makhmalbaf_and_Election-s_Even.html

[6]: http://www.4shared.com/file/216877369/bb0d7a8d/Mousavi-s_victory.html

[7]:  http://alef.ir/1388/content/view/48194

 

 .......................................

پی نوشت:

به اطلاع می رساند لینک های مستند مخملباف و رخدادهای پس از اننتخابات تا روز 22 بهمن به جهت محدودیت سایت میزبان، در صفحه مربوطه ناقص نمایش داده می شود. برای مشاهده کامل این مستند می بایست بر روی Download Now کلیک نموده و پس از دریافت لینک و دانلود کامل فیلم، آنرا مشاهده نمایید.

کدهای اضافی کاربر :