سجّیل
صفحات وبلاگ
نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸۸/٧/٢٢

یک مطلب را دلم نمی آید که ذکر نکنم و آن مصاحبه مخملباف با رادیو فرانسه در ساعت 1 بامداد 23 خرداد است. در این مصاحبه که در اینجا می توانید فایل صوتی آنرا دانلود کنید، چندین مطلب نهفته که بسیار جای تأمل دارد.

هنگام این مصاحبه مشخص است که یک وعده اعلام نتایج از سوی وزارت کشور(کامران دانشجو) بیان شده است.

مخملباف که خود را نماینده مسئول ستاد موسوی پس از قطع تلفن ها معرفی می کند اخباری مستقیماً از سوی ستاد موسوی اعلام می کند. قرار است اخبار انتخابات را بیان نماید اما ظاهراً مطالبی دیگر پیرامون فرداهایی شوم می بایست بیان کند.

وی پس از ذکر درگیری ستاد تبلیغاتی قیطریه می فرماید از وزارت کشور به موسوی اعلام کرده اند که پیروز انتخابات است و بیانیه پیروزی اش را آماده کند! و موسوی گفته در چند ساعت آینده آنرا اعلام می کنم. و از همان وزارت کشور به روزنامه های اصلاح طلب گفته شده که پیروزید اما حق ندارید برای فردا تیتر پیروزی بزنید، به رهبری هم گفته شده پیروز انتخابات، موسوی است و ایشان هم قبول کرده اند و ...

یک نکته:

آنچنان که در این مصاحبه ذکر شده، به موسوی گفته اند که بیانیه پیروزی اش را آماده کند و او گفته در چند ساعت آینده اعلام می کنم، و می دانیم که موسوی در ساعت 23 رسماً پیروزی اش را اعلام کرده. بدین معنی که در صورت صحت این موضوع، ساعت ها پیش از شمارش آراء به موسوی چنین خبری داده شده.

 چند سؤال:

 1.   تشخیص و اعلام پیروزی یک کاندیدا از سوی وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات در چه زمانی می تواند صورت پذیرد؟ ساعت ها پیش از شمارش؟ و یا پس از شمارش؟

2.    این مورد که چند ساعت قبل از شمارش آراء، وزارت کشور به موسوی خبر پیروزی بدهد و بگوید بیانیه پیروزیت را آماده کن از سوی چه کسی در وزارت می تواند بیان شود؟ از سوی وزیر کشور؟ یا معاون انتخاباتی اش کامران دانشجو؟ یا از سوی آن کارمندان شریف وزارت کشور که وصفشان در یادداشت قبلی گذشت؟ یا از سوی آبدارچی وزارت؟

3.    چرا باید وزارت کشور چند ساعت پیش از شمارش به موسوی بگوید بیانیه پیروزی ات را آماده کن؟ آیا عجله ای در کار بوده؟

4.    مگر وزارت کشور می تواند همچون ستاد موسوی در ساعت 14 روز انتخابات با علم غیب، نتیجه رأی های ریخته شده و شمارش نشده از 21 استان را بداند و موسوی را بالاترین رأی تا آن لحظه شناخته باشد؟

5.    راستی مگر نیازی بود که به روزنامه های اصلاح طلب خبر بدهند که شما پیروزید اما حق ندارید فردا تیتر پیروزی بزنید؛ در حالی که روزنامه ها حداکثر ساعت 24 زیر چاپ می روند و اگر تا آن ساعت به آنها خبر پیروزی داده نشود خود به خود خبری از پیروزی چاپ نخواهد شد؟

6.   اگر برنامه کودتای انتخاباتی از سوی مجریان انتخابات در دست باشد، به نظر شما ممکن است به چنین حماقت عظیمی دست بزنند و قبلاً خبر پیروزی واقعی موسوی را به خودش گفته باشند؟

7.   گوینده، رهبر را، نادان تصور نموده که از سوی وزارت کشور پیش از شمارش آراء به ایشان پیروزی موسوی را اعلام کنند، و ایشان بگویند: «باشه»؟!؟ و یا مردم را، ابله فرض نموده که چنین مطالبی را به وزارت کشور و رهبر نسبت دهد و مردم شنونده(صرف نظر از هواداران) باور کنند؟؟ و یا خودشان به حد اعلا، ابله هستند که کارمندان شریف به آنها چنین مطالبی را بگویند و خودشان باور نمایند و به دیگران هم بگویند؟؟ و یا اصلاً این داستان از اساس ساخته و پرداخته مخملباف و ستاد موسوی می باشد؟؟

8.   به نظر شما کودتا از سوی وزارت کشور در دست اجرا بود و یا از سوی جریان حامی موسوی؟؟

نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸۸/٧/٢٢

با سلام به رفقا

 

 این یادداشت را مدتی پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم نوشتم و برای برخی ارسال کردم که تبعاتی هم مشاهده کردم.با کمی ویرایش اینجا ارسال    می کنم:

 

آنچه اتفاق افتاد؛ انتخاباتی با حدود 39 میلیون مشارکت و نتیجه ای که اعلام شد و حوادثی که قبل، حین و پس از آن رخ داد یک مجموعه است که باید هر بخش آن تحلیل شود. و البته دوستان قبول دارند که درگیری ها و کشته های اخیر همه حول محور انتخابات شکل گرفته و بنده از همین محور شروع می کنم.

این متن خطاب به آنان است که ایده تقلب وسیع در انتخابات را باور نموده اند یا شبهاتی در این باب در ذهن دارند.

خطاب به آنان است که انتخابات را مبارزه جریان راستگو و جریان دروغگو تصور کرده اند.

...


ادامه مطلب ...
نویسنده: سید وحید هاشمی - ۱۳۸۸/٧/٢٠

بسم الله الرحمن الرحیم ...

دیروز بیش از پیش به فکر فرو رفتم.

دیشب انتخاب کردم.

امروز سحر تأسیس نمودم.

این یک وبلاگ است؛ یک زبان برای گفتن..

یک قلم برای نوشتن...

می توانم آبرویی را بریزم! آبرویی را بخرم! بر سر مطاعی، آخرتی را بفروشم...

تا پیش از این هم می توانستم؛

با وسعتی کمتر.

می توانستم بی خیال باشم. به کار خودم برسم.

در طول محور زمان از آن ابتدا که انسان مختار شد و عاقبتش را دردست گرفت، فهمید که می تواند کنج آسایش بگزیند. بگوید ما را با درد سر کاری نیست، بگوید «من» بی طرفم.

و نبیند و نخواهد ببیند که حسن علیه السلام سپاهی به راه انداخته تا آنکس را که پدرش نتوانست! سرنگون نماید، اما سربازان و فرماندهانش عاقبتشان را بدست خود گرفته بودند! و سرانجام پس از لشکر کشی، صلح نمود. و صدایش کردند: خوار کننده مسلمین!

شرایط پدرش هم گونه ای دیگر از همین سنخ بود. حاکم در نهایت لیاقت حکومت، مردمان اما، عاقبتشان بدست خودشان بود، و آن شد که پس از 3 سال حکومت، رکود و نا امنی گریبان گیر حکومت شد، تا آنجا که بگوید اختیار حکومت جز شهر کوفه در دستان من نیست! و خطبه 25 را به عتاب بیان کند. و خطبه 96 را خطابه نماید و...

و تاریخ ابایی از تکرار ندارد. 

آن چنان که فرزند علی علیه السلام را در صحرایی محصور کرده؛ معاندان برای شرکت در ثواب کشتن او لحظه شماری کنند؛ بی طرفان بی طرفی کنند؛ و اندک یاران در غربت سالار خود هزار بار طلب شهادت...

و باز اگر تحلیل شرایط نباشد، تاریخ ابایی از تکرار ندارد.

...................................................................................................................

این یک وبلاگ است. صاحبش مهندس برق-الکترونیک است و جز چند جرعه، اسلام را نچشیده. پس آنچه از اسلام و حق و باطل بگوید ملاک هیچ تصمیمی نیست. جز آنکه خواننده را بر آن دارد که تحقیق بیشتر نماید. در حق. و در باطل.

خداوندا یاری نما آنکه لیاقت دارد.

خداوندا به ما لیاقت عطا فرما.

آمین

کدهای اضافی کاربر :